می خواهم از “معلم” بگویم. از نامی که هنوز در دل، حضورش را احساس می کنم. از او که همچون شمعی میسوخت تا راه را بر راهیان حقیقت آشکار سازد. از آموزگار مهربانی ها می گویم، اویی که رنگ چهره اش گاه گاه از فرط خستگی به زردی می گرایید و با اینهمه تا پایان درس، همچنان با وقار می ایستاد و پاسخگوی سوالات بی شمار بچه ها بود. هر روز صبح به عشق شنیدن صدای پرمهرش به مدرسه می آمدم و بارها می دیدم که وقتی از تاریخ سرزمینم می گوید… آنجا که روایت پیروزی است با شادمانی و آنجا که ماجرای تلخ شکست بود، با دریغ و درد سخن می گفت و با صد زبان به ما می آموخت که چگونه مهر آئین و سرزمینمان را در دل و جان، همواره محفوظ داریم.

 

چقدر طنین صدایش زیباست. هنوز هم زیباست، اگر باور نداری به صدای شاگردانش گوش فرا ده و بشنو که چیزی جز انعکاس صدای معلم نیست. چرا که “دانش آموز” آیینه تمام نمای دانش و بینش “معلم” است و ما همچنان، کمترین دانش آموزیم از نسلی قدردان و هر چه داریم به برکت فراگرفتن واژه های عشقیست که همچون مروارید، در صدف کلام عالمانه “معلم” تجلی یافته است.

(بیشتر…)

moalem teacher_www.Patugh.ir-3